ميرزا محمد حيدر دوغلات
290
تاريخ رشيدى ( فارسي )
فرا نمودن پدرم محمد حسين گوركان - انار اللّه برهانه - « 1 » از پيش شاهى بيگ خان به خراسان و تذكره چند كه به سوق آن كلام متعلق است سابقا سمت تحرير يافته بود و سوق تقرير پذيرفته « 2 » كه قندوز به رسيدن مواكب نصرت مراكب محمود « 3 » سلطان ، بىمناقشه مستخلص گشت و ما را كه يك سال در قيد امير « 4 » خسروشاه مقيد بوديم خلاصى يافته با پدر ملحق شديم و به خانه كوچ ، به شهر سبز كه شاهى بيگ خان به اقطاع نامزد پدرم كرده بود رفتيم . در اوايل قوس ، شاهى بيگ خان متوجه خوارزم شد . از سران مغول ، چه سلاطين و چه امرا « 5 » مع توابع در ميان اوزبك مىبودند و هميشه وهم و هراس را در دل خود پاس مىداشتند و محمود سلطان كه در همه امور حامى مغول بود ، در خلال اين حال در قندوز درگذشته بود . تمام مغول از اين واقعه مغموم و مهموم بودند ، على الخصوص پدرم - انار اللّه برهانه - « 6 » كه محمود سلطان چنان به مهر و محبت « 7 » زندگانى مىكرد [ كه ] اگر در لوح مخيلهء ركنى از اركان دولت شاهى بيگ خان رقم ظلمى در حق پدرم نگاشته گشتى ، آن را به قلم حمايت و جانبدارى خط كشيدى يا به گزلك سياست ، آن رقم را از لوح سينه پركينه آن بدانديش حك فرمودى و در همه امور ، جانبدارى پدرم را بر خود لازم شناختى . از وفات او وهم عظيم و هم « 8 » شيم بر احوال مغول عموما و بر پدرم خصوصا راه « 9 » يافت . اما شاهى بيگ خان با امير جان وفا كه يكى از دوستان و محبان پدرم بود ، در خفيه گفت كه مقرر آن است كه از خوارزم تا كه « 10 » مستخلص نشود به هيچ وجهى مراجعت نموده نخواهد شد و ظاهر چنان است كه مدت محاصره 82 امتداد خواهد يافت . امروز در ميان اوزبك ما ، مغول قريب سى هزار باشد ، مادام كه سران مغول باشد مغول از خلوص عقيدت به ملازمت مبادرت نخواهند نمود ( 118 ر ) و اگر انتهاز فرصتى دست دهد ايشان به ما آن كنند كه ما به « 11 » ايشان كرديم و
--> ( 1 ) . نگ : - انار الله . . . برهانه . ( 2 ) . نگ : - بود و سوق تقرير پذيرفته . ( 3 ) . نت : محمد . ( 4 ) . نت : اسير . ( 5 ) . نت : امر . ( 6 ) . نت : - انار الله . . . برهانه . ( 7 ) . نب : + نه . ( 8 ) . نت : ويم . ( 9 ) . نت : + در . ( 10 ) . نت : - كه . ( 11 ) . نت : با .